
به نام خداوند بخشاينده مهربان
با درود به ايرانيان عزيز و مهربان
و هم ميهنان آگاهم اميدوارم هر جا كه هستين موفق باشين

مي خواستم يه كم هم وارد سياست بشم كه با خوندن اولين نظر كلا بي خيالش شدم به هر حال خدا سياستمون رو عين ديانتمون كنه
راستش از شما چه پنهون من شعر هم مي گم
فرداي شب نيمه شعبان امسال هم به لطف خدا شعري سرودم كه حق چاپ و نشرش هم محفوظه البته 
ضمن تشكر فراوان از استاد بسيار ارجمندم استاد محمد بشير رحيمي و دوستانم در انجمن شعر و ادب استان قم كه سالها در زمينه سرودن شعر راهنماي من بودن،
اين شعر رو تقديم مي كنم به مولا علي (ع) و خانواده هاي صبور و معظم شهدا و جانبازان و اسرا و مفقودين سرافراز هشت سال دفاع مقدس و مخصوصا خانواده سه شهيد باكري (كه همشهري خودم هستن) و خانواده شهيدين حسن اللهياري و فرمانده شهيد احمد اللهياري. (رحمت الله عليهم اجمعين).
اميدوارم از شفاعتشون در آخرت بهره مند بشم و روحشون قرين رحمت باشه ، ان شالله خداوند همه مون رو مي بخشه چرا كه در قران اومده كه : جز كافران كسي از بخشش خداوند نا اميد نمي شود يادمون نره كه ما شيعه هستيم و دلي كه حب علي بن ابيطالب و زهرا سلام الله عليها در اوباشه به آتش جهنم حرامه
ولي اينم يادمون نره كه شيعه واقعي باشيم نه الكي
السلام عليك يا علي بن ابيطالب 
بسم الله الرحمن الرحيم
مردم نشسته اند به پايت كه واشوند
از اين گره گرفتگي خود رها شوند
مردم نشسته اند كه جاري شوي علي!
ساقي جشن باده گساري شوي علي!
وقتش رسيده است كه غيرت بنا كني
وقتش رسيده (ارحمنا ربّنا ) كني...
شورش بريز در همه چون شعله در سپند
شايد كه دودمان شود از كنده ها بلند...
شورش بريز تا كه فراگيرمان كني
از هر چه هست غير خدا سيرمان كني
مولا تو كن بگو فيكن مي شوم علي
مصداق( لم يكن احداٌ)مي شوم علي
مژگان تيره ي تو بچرخد چه مي شود؟
مرداب خواب ديده كه درياچه مي شود!
پلكي بزن كه بنده ي دون پايه ات شوم
فرمان بده كه برده ي بي مايه ات شوم
من لال مي شوم تو بگويي كه كيستي
مولا خدا كه نيستي آخر تو چيستي؟
مولا تو (خلقتي) كه خدا خلق كرده است!
بعد ازتو خاك خلقت ما فرق كرده است!
بعد از تو عدل تن به تحجّر نمي دهد
خاك مدينه بوي تكبّر نمي دهد
جريان تند خاك تو را مبتلا نكرد
چيزي تو را جدا ز(الست) و( بلي) نكرد (۱)
مانده ست لهجه ي تو علي بر زبان چاه
وا مانده از نهايت حيرت دهان چاه !
مولا فداي هق هق تنهايي ات شوم
مولا فداي ديده دريايي ات شوم
مولا فداي درد دل شقشقيّه ات
مولا فداي صبر و سكوت و تقيّه ات
مولا فداي چشم تو كلّ وجود من
مولا فداي چشم تو بود و نبود من
مولا جنون به مستي من شعله مي زند
نامت به خود پرستي من شعله مي زند
مولا تقاص عاشقي ام را خودت بده
حالا كه كشته اي حقّ دم را خودت بده
من خاك زير پات , تو هم سايه ام بشو
من بي كسم، بيا و تو همسايه ام بشو
پلكي نمي زني كه مرا مشتعل كني
بيرونم از گرفتگي آب و گل كني
محتاج يك نگاه توام , نا به جاست اين؟
محتاج را زخويش براني رواست اين؟
من را بكش كه نيمه شعبان رسيده است
وقت ذبيح و كشتن قربان رسيده است
دارد تنم از عشق تو لبريز مي شود
تيغت براي كشتن من تيز مي شود
دارد تنم از عشق تو لبريز مي شود
( فزت و ربّ ) شامل من نيز مي شود
دارد تنم از عشق تو ((جان)) مي دهد علي
ان را كه داديم تو همان مي دهد علي
من مستم آآآي شحنه بيا حدّ بزن مرا !
من را نواختن كه نيامد , بزن مرا !
مي خواهمت فقط كه بگيري فرا مرا
مولا نكن به حالت مستي رها مرا...
وقتش رسيده است كه ساقي شوي علي
بين وجود و مرگ تلاقي شوي علي
گفتم كه زير پاي تو افتاده ام به خاك؟؟؟
گفتم غريبه ام, تو قرينم شو؟ هل اتاك؟؟
من مال و جاه و حور بهشتي نخواستم
آن آيه را كه گفت و نوشتي نخواستم
ديگر بهشت و حور و قيامت چه حاجت است
در من قيامت است علي جان قيامت است!!!
در من قيامت است كسي صور مي دمد
در انفعال منفعلم نور مي دمد
در من قيامت است تو انگيختي مرا
در قالب سرور و طرب ريختي مرا
خواب هزار ساله پريده است از سرم
اينجا كجاست؟؟ كهف و رقيم است اين حرم !