تبليغاتX
اينجا نجف است :: اگه عشقت نبود اينجا نبودم.......گرفته عشق تو كلّ وجودم
اينجا نجف است
اگه عشقت نبود اينجا نبودم.......گرفته عشق تو كلّ وجودم
السّلام عليك يا امين الله في ارضه و حجته علي عباده 

 

   

سلام بر روح اميرالمومنين علي (ع) و شيعيان سربلندش 

يا علي...

هروقت از كنار حرم كوچكت ميگذرم و هرگاه وارد صحن زيبايت مي شوم ، هروقت از زير ايوان طلايت مي گذرم ياد فريادهايي كه درچاه كشيدي مي افتم، ياد اشكهايت می افتم و اینکه  كمرت بعد از رفتن دختر بيامبر شكست

مگر جز اين بود كه رسول خدا (ص) در غدير خم دست تو را بالا گرفت و فرياد زد :

من كنت مولاه فهذا علي مولاه

فرياد زد كه تو جانشين بر حق اويي، ولي آيا ديگربار چرا تو را تنها گذاشتند؟ آيا گوشهايشان كر بود يا چشمهايشان كور بود يا زبان هايشان لال بود كه در همانجا از رسول خدا سوال كنند كه :

يا رسول الله!! ايا منظور تو از مولا دوست است يا جانشين؟؟؟!!!

تا جواب رسول الله را بشنوند كه : اي مردم!! ايا من بعد از اينهمه خستگي در سفر به خانه خدا در راه بازگشت از حج و بعد از طي كردن اين مسافت طولاني ، دستور دادم كه ان تعداد بي شماري كه از ما جلوترند )۲۰،۰۰۰ نفر ( بازگردند و تمام كساني كه نيامده اند زودتر بيايند و بار شترها را روي هم بنهيد تا همه من را ببينند و مردم را به سكوت دعوت كردم و علي را فراخواندم و دستش را بالا بردم كه چيزي را بگويم كه همه مي دانند؟

 آيا چه كسي بود كه نداند علي دوست و همدم من است؟

 كسي را كه از كودكي بزرگ كردم و در تمام جنگ ها با من بود تا داماد من و همسر فاطمه س جگر گوشه من شد؟؟

علي جان ! سوال نكردند چرا كه خداوند فرمود:

لال و كور و كرند و نمي فهمند

آه مولاي دردمند من

 ياد تو مي افتم و ياد داغ هاي دلت ،ياد عقيل برادر نابينا و فقيرت يا علي!! ياد او و ياد اشكهايي كه بعد از نزديك كردن آتش به دستش، براي اينكه به او ياداور شوي كه آتش جهنّم را تحملت نيست  براي اين فقرش ريختي، اشكهايي كه فقط خدا و تو شاهد ان بودي عقيل برادر تو بود يا علي اي مولاي من، ايا برادر تو  را نبايد گوهر باران كرد؟ تو خود خوب مي دانستي كه برادرت چقدر فقير و بي چيز است ولي چاره اي نبود، تو قسمت كننده حق از باطل بودي و امام و امين مردم و بيت المال حق الناس بود .

 آه امام من علي جان !! كاش بودي ! به خدا قسم تو بر حق بودي و آنان كه تو را تنها گذاشتند بر باطل ، خوار مرداني كه براي شهوت و مال و مقام و املاك تو را تنها گذاشتند...

آري به ياد تو مي افتم به ياد مردم ان زمان كوفه و ياد مسلم فرزند عقيل برادرت ياد فرزندانش ياد حسين (ع) و ابالفضل (ع) و ياد هر آن چه بر شما خاندان مظلوم اهل بيت رسول الله  گذشت و .... مي گريم، با تمام حقارتي كه نسبت به شما در خودم احساس مي كنم، با تمام كوچكي ام در برابر زهرا (س) همسر مطهر و ستم ديده ات و زير لب مي گويم اين فرموده خدا را كه به حق راست گفت كه:

** انّما يريد الله ليذهب عنكم الّرجس اهل البيت و يطهّركم تطهيرا **

همانا خداوند خواست اينچنين كه از شما زشتي و شيطان را دور كند و شما را با تطهيري خاص مطهر كند.

 دوستت دارم يا علي

ندانسته و كوركورانه گناه كرده ايم يا دانسته و اگاهانه... هرچه بوده تو از حق خودت و خداوند از حق خودش درباره ما بگذريد.

 در انتظار امدن فرزندت مهدي جمعه اي ديگر گذشت.....

 بيايد! حاضرم ! گردن خودم را هم زير تيغ عدلش مي نهم اما فقط

بيايد

 اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

|+|
نوشته شده توسط عاشق مولا علي(ع) در جمعه بیست و پنجم شهریور 1384 و ساعت 1:24